دانش گذار به مردمسالاری برای ایران - بخش پنج: فرایند گذار به مردمسالاری
هدف ما ایجاد یک نظام منصفانه و عادلانه از همکاریهای اجتماعی است، در این راستا که زمینه هایی را برای همه شهروندان ایران فراهم کنیم تا بتوانند سطح کیفیت زندگی خود را بالا ببرند. دستیابی به چنین هدفی مستلزم چارچوبی از قوانین و ایجاد نهادهای اجتماعی و سیاسی (دولتی و غیردولتی) است که از حقوق و آزادیهای مردم دفاع و حمایت کنند و همچنین دولتی که نماینده مردم باشد و خود را مسئول و موظف بداند. تنها در چنین حالتی میتوان در درازمدت تضمین کرد که مردم میتوانند عادلانه از ثمره تلاش خود بهره ببرند. توسعه مستمر و بلندمدت اقتصاد، جامعه و سیاست ضروری است. بهترین دانش کنونی بشر اینست که یک مردمسالاری نهادینه شده بهترین نظام سیاسی را برای چنین فرآیندهایی فراهم میکند.
یک نکته مهم و ضروری در اینجا اینست که یک مردمسالاری باثبات و کارآمد یک شبه بدست نمیآید. هر کشوری که به خودی خود به مردمسالاری دست یافته است، آنرا با فرآیند گذار انجام داده است. ایالات متحده، فرانسه، بریتانیا، کره جنوبی، آفریقای جنوبی، اکثر کشورهای اروپای شرقی، اندونزی و غیره. همه این کشورها دورههای مختلفی از تغییرات را پشت سر گذاشتند و نظامهای حاکم بر آنها از حکومت استبدادی به حکومت مردمسالار تغییر کردند. برای حفاظت از ارزشهای مردمسالاری یک نظام حکومتی، نهادهای دولتی و غیردولتی باید ایجاد و توسعه یابند. این موسسات توسط اعضای جامعه اداره میشوند.
اگر ما میخواهیم که نهادها در ایران بتوانند از مردمسالاری آینده ایران و آزادیهای مردم محافظت کنند، انسانهایی که این نهادها را اداره میکنند و برای یا با آنها کار میکنند، باید خودشان این ارزشهای مردمسالارانه را درک کنند و به آنها احترام بگذارند. این امر نه تنها مستلزم آموزش سیاسی سیاستمداران و عموم مردم است، بلکه نیازمند توسعه فرهنگ احترام و همبستگی است که در آن قوانینی (که توسط نمایندگان واقعی مردم تدوین شده است) پذیرفته شده و از آن پیروی میشود. چنین آموزش سیاسی وظیفه اصلی احزاب سیاسی است.
برای اینکه یک نظام مردمسالار بدرستی عمل کند، به پایه های اقتصادی پایدار نیز نیاز دارد. یک اقتصاد پایدار، عادلانه و باثبات برای یک کشور بزرگ و پرجمعیت نمیتواند یک شبه ایجاد شود، بخصوص که رژیم ج.ا. از توسعه همه بخشهای اقتصاد و زیرساختهای آنها غفلت کرده است. پیشبرد اقتصاد ایران نیازمند پیشرفت فناوری، آموزش علمی و کارآفرینی کارگران، تجارت آزاد، سرمایهگذاری بلندمدت، استفاده پایدار و دایرهای از منابع، شبکههای امن انرژی و سوخت و همچنین نظامهای حمل و نقل مطمئن است. چنین توسعه اقتصادی به نوبه خود تنها در صورتی امکانپذیر است که نظام سیاسی متشکل از نهادهای سیاسی و ظرفیتهای اجتماعی برای آن وجود داشته باشد. به همین دلیلست که ایران سالهاست که با یک بحران اقتصادی مداوم و زیانبار مواجه است. در بیش از 40 سال گذشته، اقتصاد ایران توسط راهبردهایهای توسعه نادرست، سیاستهای غلط اقتصادی و تحریمهای بینالمللی کاملا ویران شده است.
مراحل مبارزه ما
فرآیند کلی گذار به مردمسالاری در ایران عموما دارای سه مرحله اصلیست.
- قبل از تغییر رژیم: در حال حاضر مخالفان برای انحلال رژیم تلاش میکنند. یک نظام پارلمانی برای ایرانیان در تبعید باید ایجاد شود. این پارلمان در تبعید یک رهبردی را برای فرآیند تغییر رژیم توسعه میدهد، ابزاری برای تأمین مالی انقلاب پیدا میکند، و ایرانیان را در جهان نمایندگی میکند. اصلاحات ساختاری اجباری شروع به افزایش فشار بر رژیم میکنند که راه حل دیگری جز واکنش ندارد. بمنظور تضمین تداوم خدمات اجتماعی، مالی و فنی برای مردم (برق، آب، بانک، پلیس) و اجتناب از رنج، ناآرامی و خشونت، لازم است ظرفیت بدست گرفتن فوری قدرت سیاسی ایجاد شود.
- دوره گذار: اصلاحات ساختاری عناصر مردمسالار را وارد رژیم میکند مثلا نمایندگانی در مجلس که نوکر مافیای نفت نیستند. تغییرات ساختاری اجباری به مرور زمان منجر به انحلال ساختار قدرت اصلی رژیم از جمله مقام رهبری و آغاز دوره گذار خواهد شد. اداره امور پس از تغییر رژیم و انتقال خشونت پرهیز قدرت تا برپایی پارلمان اصلی وظیفه یک دولت موقت خواهد. این دولت در یک انتخابات عادلانه و آزاد توسط همه ایرانیان بطور مستقیم به قدرت نرسیده (چون رأیگیری در کشور هنوز اتفاق نیفتاده است)، اما نهادی است ثابت کرده است که توانایی فنی برای تضمین یک رأیگیری آزاد و عادلانه را دارد. در دوره گذار، احزاب سیاسی آزادانه در ایران شروع به فعالیت میکنند و میتوانند فلسفه، سیاست و اهداف خود را برای جذب اعضا و رای دهندگان تبلیغ کنند.
- دولت جدید: زمانی که احزاب سیاسی فرصت کافی برای تبلیغ آزادانه سیاستهای خود داشته باشند و بتوانند یک نظام پارلمانی کارآمد ایجاد کنند، دولت موقت یک انتخابات آزاد و منصفانه را برگزار میکند که توسط همه احزاب، بسیاری از نهادها و سازمانهای بین المللی نظارت میشود. از آن پس، نمایندگان واقعی مردم برای توسعه پایه های سیاسی دولت بعدی گام بر میدارند.
تنها زمانی میتوان گامهای جداگانه برای هر مرحله را به وضوح طراحی و توصیف کرد، که یک راهبرد دقیق توسط پارلمان ایران در تبعید تدوین شده باشد و یک نقشه راه ایجاد شود. در حال حاضر، ما باید روی گامهایی تمرکز کنیم که مستقیما پیش پار ما هستند.
اقدامات پیشرو
هیچ رهبر یا گروهی از میان مخالفان تاکنون اعتماد و همکاری میلیونها ایرانی را جلب نکرده است. تنها راهی که میتوانیم برای جلب حمایت مردم کار کنیم، ایجاد یک ائتلاف گسترده از گروههای سیاسی مختلف است. از این نظر، رهبری مخالفان یک فرد یا گروه واحد نخواهد بود، بلکه نهاد پارلمان در تبعید بعنوان یک ساختار رهبری خواهد کرد. مردم لزوماً نیازی به اعتماد به تک تک اعضای پارلمان ندارند. آنها نیازی به همذات پنداری با همه نمایندگان ندارند. اگر شخص یا فراکسیونی در پارلمان نماینده مطالبات آنها باشد، کافیست.
اگر بزرگترین گروه های سیاسی با هم همکاری کنند و زیرساخت های لازم را برای توسعه پارلمان ایجاد کنند، زمان مورد نیاز برای ایجاد این نهاد پارلمانی کاهش خواهد یافت. یکی دیگر از گزینه های ممکن برای مقابله با پیچیدگی ایجاد پارلمان در تبعید، شروع با پارلمانهای منطقه ای خاص در کشورهای مختلف است. این روش چهار مزیت عمده دارد:
- برای توسعه هر پارلمان کشوری، گروه های سازمان دهنده میتوانند از قوانین منطقه ای استفاده کنند. قوانین رأیگیری در آلمان با قوانین فرانسه متفاوت است. بریتانیا و ایالات متحده نیز نظامهای متفاوت خود را دارند. با استفاده از قوانین رایگیری کشور میزبان، از یک سو استفاده از تخصص موجود کارشناسان ایرانی و غیرایرانی که آن نظامها را مشیناسند، آسانتر می شود. از سوی دیگر، ایرانیان ساکن در آن کشور، نظام رایگیری کشور را میشناسند.
- پارلمانهای کشوری مزیت ورود مستقیم به مذاکره با نظام حاکم کشور میزبان را دارند. برای مثال اگر یک پارلمان برای سراسر اروپا راه اندازی شود، دولت آلمان ممکن است به نمایندگان آن بگوید که با رهبر فعلی اتحادیه اروپا صحبت کنند. یا ایتالیا ممکن است بگوید که آلمان اقتصاد بزرگتری دارد و پارلمان ایرانیان باید ابتدا با آلمان مذاکره کند. ممکن است بریتانیا بگوید که بخشی از اتحادیه اروپا نیست و غیره. یعنی دولتها میتوانند از همکاری مستقیم با یک پارلمان جهانی سرباز بزنند، اگر این پارلمان یک نهاد مخصوص آن کشور نباشد. با داشتن پارلمانهای کشوری، گروههای ایرانی میتوانند تلاشهای خود را بر دولت میزبان متمرکز کنند، که معمولاً در مقایسه با سایر دولتها روابط بسیار قویتری با آن دارند. این همچنین از مشکلات طرفداری کشورهای خاصی در یک پارلمان جهانی و ادعای نمایندگی ناعادلانه جلوگیری میکند.
- مزیت سوم اینست که داشتن چندین نمونه از پارلمان کشوری در مقایسه با تنها یک پارلمان جهانی، امکان تنظیم بهتر پارلمان جهانی و افزایش تواناییها و منابع آن است. پارلمانهای کشوری میتوانند بعنوان یک منبع پویا از پشتیبانی و انتقاد سازنده برای پارلمانی جهانی نقش ایفا کنند. وجود نهادهای مختلفی که همدیگر را نظارت میکنند آموزش مهمی در مورد روش کار نظامهای مردمسالار است و تجربه مثبتی برای رهبران مخالفان.
- در نهایت، جذب همکاری ایرانیان مقیم یک کشور آسانتر است، اگر بدانند منابعی که صرف میکنند توسط گروه های آن کشور استفاده میشود. گروه هایی که ایرانیان آن کشور میتوانند براحتی با آنها در تماس باشند و حتی شخصاً بعنوان داوطلب با آنها مشارکت داشته باشند. اگر تنها یک پارلمان جهانی برپا کنیم، برای برخی ممکن است اینطور بنظر برسد که از یک مفهوم انتزاعی و مبهم (یک سازمان بین المللی) حمایت میکنند و شخصاً نمیتوانند به دفتر آن بروند و با آن همکاری کنند. پارلمانهای کشوری همچنین به داوطلبان در هر کشور دسترسی خواهند داشت که به جمع آوری منابع کمک میکند.
در این صورت رای دادن به نمایندگان در یک پارلمان کشوری به ایرانیان مقیم آن کشور خاص محدود میشود و از اینرو ایرانیان داخل ایران مستثنی میشوند. این امر مشروعیت پارلمانهای کشوری را کاهش نمیدهد. این نهادها هیچ ادعایی برای نمایندگی همه ایرانیان دنیا ندارند، بلکه فقط نماینده خواسته ها و منافع ایرانیان در آن کشور هستند. طبیعتا ایرانیان آن کشور از طریق تماس با دوستان و خانواده خود در ایران، منعکس کننده خواسته های اصلی ایرانیان در داخل ایران نیز خواهند بود. علاوه بر این، تشخیص برخی از مهمترین خواسته های مردم ایران کار سختی نیست. کمبود آب آشامیدنی، تورم بالا، نرخ بیکاری زیاد، رفتار ناعادلانه، تبعیض و غیره همه مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسیی هستند که همه مخالفان با آنها آشنا هستند. نهادهای پارلمان در تبعید کشوری میتوانند روی این موضوعات کار کنند، حتی اگر مردم داخل ایران به آنها رای نداده باشند. در عین حال، تجربه پارلمانهای به افزایش کیفیت پارلمان جهانی کمک میکند. اعضای پارلمان جهانی سپس نمایندگانی از پارلمانهای کشوری خواهند بود، اما همچنین اعضایی که مستقیماً توسط ایرانیان در کشورهای بدون پارلمان، از جمله ایران، انتخاب میشوند.
Comments
Post a Comment