دانش گذار به مردمسالاری برای ایران - بخش هفت: پارلمان در تبعید بعنوان نهاد رهبری مخالفان
پس از گذشت بیش از یک سال از آغاز خیزش مردمی زن-زندگی-آزادی، به نظر میرسد که روند پیشرفت این خیزش با مشکلاتی مواجه شده است. فقدان سازماندهی، رهبری سیاسی فراگیر و حمایتهای مالی لازم به فرسایش نیروها و فرو نشستن شعله های خیزش منجر شده است، درست مانند 1398. صدها کشته و بسیاری از خانواده ها از دارایی های خود محروم شده اند اما نتیجه قابل ملاحظه ای بدست نیامده است. زمان آن فرا رسیده است که اعضای ارشد همه گروه های مخالف به اهمیت رهبری یکپارچه پی ببرند و در راستای آن تلاش کنند.
یک راهبرد برنده میتواند به اصلاحات ساختاری اجباری با هدف نهایی انحلال رژیم و برقراری مردمسالاری با کمترین هزینه انسانی و اجتماعی منجر شود. برای اینکه بتوان این راهبرد را توسعه داد، ابتدا باید یک رهبری منسجم ایجاد کرد. بهترین روشی که برای حل مشکل رهبری مشترک وجود دارد، تشکیل نوعی دولت در تبعید است که بخش مهمی از آن از یک پارلمان مردمی در تبعید تشکیل میشود.
مراحل اصلی این فرآیند عبارتند از:
- ایجاد یک پارلمان مردمسالار در تبعید به منظور ایجاد یک رهبری سیاسی منسجم،
- ادغام و همسویی جنبشهای مختلف اجتماعی و سیاسی با رهبری سیاسی مخالف.
با استفاده از فنآوریهای نوین، به عنوان مثال بلاک چین، رای گیری برای پارلمان در تبعید میتواند از طریق اینترنت و تحت نظارت سازمان های بین المللی (مانند عفو بین المللی) سازماندهی شود. پارلمان در تبعید باید چهره های شناخته شده ای را به عنوان سخنگوی خود انتخاب کند (مثلا خانم شیرین عبادی). درین صورت به احتمال زیاد شخصیتهای مردمی وارد این مجلس میشوند و کمیسیونها را هدایت میکنند و فراکسیونهای مختلف مجلس را در اختیار میگیرند.
ایده کلی ایجاد یک جایگزین برای مجلس شورای اسلامی در ایران است که نه برای مردم بلکه با مافیای نفتی و ضد مردم کار میکند. مجلس شورای اسلامی نماینده واقعی ایرانیان نیست و بستر معناداری برای مخالفت یا حتی مناظره فراهم نمیکند. پارلمان در تبعید بستری برای رهبران مخالف خواهد بود تا با یکدیگر همکاری کنند تا سیاستها و راهبردهایی برای دستیابی بیک تغییر معنیدار در ایران فراهم شود. همچنین این نهاد میتواند بعنوان نمادی از تعهد مخالفان به اصول مردمسالارانه عمل کند و منبع الهام باشد. دستیابی به مشروعیت و بسیج حمایت در میان مردم باید از طریق رای دادن و مشارکت صورت گیرد. برای برقراری مردمسالاری باید از ابزارهای مردمسالارانه استفاده کنیم.
ساده لوحانه است اگر فکر کنیم رژیم بدون مقاومت اصلاحات ساختاری را میپذیرد، اما حالتی را در نظر بگیرید که در آن پارلمان در تبعید به چنان پایه بزرگ مردمیی دست یافته است، که میتواند اعتصابات و اعتراضات سراسری هزاران نفر را در شهرهای بزرگ سازماندهی کند (در داخل یا خارج از کشور). در این صورت، رهبری مخالفان میتواند هزینه عدم پذیرش این اصلاحات ساختاری توسط رژیم و الیت سیاسی را چنان افزایش دهد، که دولت چاره ای جز تسلیم شدن در برابر این خواسته ها نداشته باشد. اگر رژیم از پذیرش تغییرات خواسته امتناع کند، احتمال سرنگونی آن با روش گسست (مثلاً توسط یک انقلاب به رهبری مخالفان) و خطر از دست دادن منابعی که به طور غیرقانونی جمع آوری کرده اند و جانشان، بیشتر میشود. بعید است که الیت بزدل رژیم جمهوری اسلامی به جای پذیرش اصلاحات ساختاری، خطر گسست را بجان بخرند.
تفاوت یک پارلمان و مجلس شورای اسلامی چیست؟
مجلس ایران در ابتدا بعنوان نهادی برنامه ریزی شده بود تا چند نفر نماینده یک منطقه جغرافیایی باشند. یک پارلمان واقعی از دو جنبه متفاوت است.
- در یک پارلمان، نمایندگانی که دیدگاه های سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی مشابهی دارند، مستقل از مکان و استان، مذهب یا قومیت با هم کار میکنند. برای نمونه اگر یک لیبرال دموکرات کردستانی و یک لیبرال دموکرات خراسانی به پارلمان ملی ایران راه یابند، با هم همکاری میکنند تا یک نظام اجتماعی-اقتصادی مبتنی بر لیبرال دموکراسی را توسعه دهند. و همزمان یک عضو حزب سبز از خوزستان با یک عضو حزب سبز از کرمانشاه همکاری میکند. به این معنی که حیطه کار سیاسی نه بر اساس جغرافیا بلکه بر اساس دیدگاه و فلسفه سیاسی و اقتصادی خواهد بود.
- گرایش های مختلف سیاسی و اقتصادی بر اساس تعداد آرای این احزاب سنجیده میشود و نه تعداد آرای یک استان خاص. در مجلس اصلی ایران، هر استان چند نماینده دارد که صدای آن استان هستند. در یک پارلمان واقعی که برنامههای سیاسی نقش اصلی را ایفا میکنند، مردم در هر استان میتوانند یک حزب را انتخاب کنند. یک لیبرال دموکرات، یک عضو حزب سبز، یک ناسیونالیست و یک سوسیالیست. اگر فرض کنیم از بین این افراد سه نفر به پارلمان راه پیدا میکنند، این سه نفر هر کدام فارغ از موقعیت جغرافیایی با سایر نمایندگان از همان گرایش سیاسی کار خواهند کرد. بنابراین، همه 20 عضو حزب سبز که به پارلمان انتخاب شده اند، برای حفاظت بهتر از محیط زیست با یکدیگر همکاری خواهند کرد. اما وزن این حزب بر اساس تعداد نمایندگانی است که این حزب در پارلمان دارد (تعداد کرسیها).
در یک پارلمان هر گروهی میتواند دیدگاه های خود را داشته باشد و بدون مشکل با بقیه همکاری کند. هیچ یک از آنها مجبور نیستند از هیچ یک از ایده آل های خود دست بکشند. فرقی نمیکند که یک سیاستمدار یا یک فعال سیاسی از کدام گروه، جهت، گرایش یا دیدگاه باشد. تا زمانی که رای کافی دریافت کند، میتواند وارد مجلس شود و نماینده رای دهندگان خود باشد. برای پارلمان در تبعیدی که باید ساخته شود، هر گروهی که ادعا میکند میتواند بهتر از رژیم فعلی امور ایران را مدیریت کند، باید در رایگیری شرکت کند. و اگر رای بیشتری کسب کند، صدای بلندتر و شانس بیشتری خواهد داشت برای اجرای برنامه های خود. و اگر آرای کمتری به دست بیاورد، مشخص میشود که اکثر ایرانیان آن برنامه سیاسی را جالب نمیدانند.
اهداف و کارکردهای پارلمان در تبعید
- هدف یک گروه یا حزب سیاسی در قدرت چیست؟ هدف آن به حداکثر رساندن زمان خود در قدرت است (در یک نظام مردمسالار این به دلیل خدمت به کشور بر اساس برنامه سیاسی آنهاست، در یک نظام خودکامه برای دستیابی به قدرت و منابع هر چه بیشتر است).
- هدف مخالفان چیست؟ هدف مخالفان به حداقل رساندن زمان دوری آنها از قدرت است. رژیم ج.ا و نخبگان آن دوست دارند زمان خود را در قدرت به حداکثر برسانند. رژیم اقدامات خاصی (از جمله اعمال ایدئولوژی ها، سرقت پول نفت و غیره) را برای ماندن در قدرت با حمایت الیت انجام میدهد. مخالفان باید چه کار کند؟ آنها باید تلاش کنند تا زمان دوری خود از قدرت سیاسی در ایران را به حداقل برسانند. بهترین راه برای انجام این کار این است که ثابت کنند میتوانند حکومتی بهتر از ج.ا. ایجاد کنند.
در حال حاضر عموم گروه های مخالف این توهم را دارند که واقعا اقدامی در «مخالفت» رژیم انجام میدهند. اما در واقع، بسیار ناکارآمد و ناتوان بوده اند. این مشکل را می توان در یک پارلمان در تبعید حل کرد، جایی که مخالفان میتوانند خود را جایگزین بهتری برای سیستم فعلی نشان دهند.
یک پارلمان در تبعید به عنوان یک نهاد سیاسی پنج هدف اصلی را دنبال خواهد کرد:
- توسعه سیاسی (ایجاد یک جامعه سیاسی) از طریق مناظره های منظم، پخش عمومی و ارزیابی مناظره ها توسط رأی دهندگان.
- توسعه یک راهبرد برنده همانطور که در قسمت قبل توضیح داده شد. نتیجه این راهبرد یک نقشه راه برای انحلال رژیم خواهد بود.
- بدست آوردن مشورعیت برای نمایندگی ایرانیان در جامعه جهانی با رای گیری از مردم.
- به دست آوردن منابع چه از لحاظ مالی، چه تخصصی و چه نیروی انسانی.
- تدوین برنامه ای برای خنثی کردن نیروهای مسلح.
با کار بر روی این وظایف، پارلمان در تبعید قادر خواهد بود
- با نشان دادن اینکه از حمایت گسترده مردمی در ایران برخوردار است، برای دریافت حمایت بینالمللی تلاش کند.
- مشکلات بسیاری از ایرانیان در زندگی روزمره خود را بدون توجه به موضوع (محیط زیست، تورم، حقوق زنان، سربازی اجباری، تحریم های شدید، کمبود آب آشامیدنی، همکاری نظامی با روسیه و غیره) شناسایی کند.
- هر مشکلی را اولویت بندی کرده و مهمترین آنها را تجزیه و تحلیل کنید (کمبود آب آشامیدنی یک مشکل بزرگ است، باید در بالای لیست باشد).
- برای مشکلات مهم راه حلها و برنامه های عملیاتی جایگزین ارائه کند.
یک پارلمان در تبعید باید در درازمدت بر تأثیرگذاری بر انتخابات در ایران تمرکز کند. چرا نامزدهای مجلس باید از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند؟ پارلمان در تبعید به این موضوع حمله میکند و خواهان تغییر است. رژیم مقاومت خواهد کرد. پارلمان در تبعید طرحی جامع و هوشمندانه برای لغو این نظارت استصوابی تدوین خواهد کرد و تا زمان لغو نظارت استصوابی بر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در ایران، این طرح ادامه خواهد یافت. کمپین به مجموعه وسیعی از اقدامات، نافرمانی مدنی، تظاهرات، اعتصابات، تحریم ها و غیره نیاز دارد که در نهایت اصلاحات ساختاری را بر رژیم تحمیل کند. پارلمان در تبعید در حالی که خشونت و خونریزی را به حداقل میرساند، فشار را بر رژیم را افزایش میدهد. در برخی موارد یک ضربه ناگهانی وجود خواهد داشت:
- رژیم با اصلاح آن قانون موافقت میکند: از آن به بعد، انتخابات مجلس توسط آخوندها و مافیای نفت تصفیه و فیلتر نمیشود، نمایندگان واقعی ایرانیان وارد مجلس میشوند و به جای مافیای نفت برای مردم کار میکنند. این به ناچار تغییرات دیگری را به همراه خواهد داشت.
- رژیم اصلاحات را نمیپذیرد، این به هزینهها و آسیبهای زیادی برای رژیم و در نهایت نوعی گسست منجر میشود که مطمئناً الیت مایلند از آن اجتناب کنند. این گسست یا منجر به تغییر ناگهانی رژیم یا حداقل یک تغییر عظیم در پویایی قدرت به نفع پارلمان در تبعید خواهد شد.
رژیم ج.ا. (هر رژیمی) گزینه اول را ترجیح خواهد داد. در این صورت راه برای بسیاری از اصلاحات ساختاری بزرگتر باز خواهد شد. از آنجا که رهبری مخالفان میتواند بدون نظارت استصوابی مجلس اکثریت را در انتخابات بدست آورد، میتواند اصلاحات ساختاری واقعی را آغاز کند، از جمله شفافیت درآمدها و هزینه های بخش عمومی، نظارت بر دستگاه های زیر نظر خامنه ای و غیره. همانطور که انگلستان بدون انقلاب به مردمسالاری دست یافت، ایران هم میتواند: کاهش گام به گام قدرت خامنه ای به نفع شفافیت و کنترل پارلمان.
سرانجام، زمان برای همه پرسی فرا خواهد رسید: نه فقط رهبر، بلکه مشروعیت رژیم. با فشار کافی، رژیم چاره ای جز پذیرش رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل در ایران نخواهد داشت، که منجر به انحلال و جایگزینی آن توسط دولت موقت خواهد شد که متشکل از دولت در تبعید، نمایندگان واقعی مردم در مجلس شوند و زندانیان برجسته سیاسی خواهد شد.
برنامه اولیه برای تامین مالی: فروش اوراق قرضه انقلاب
موضوع مهمی که مخالفان باید به آن رسیدگی کند، تامین مالی کمپین خود است. رژیم ایران منابع مالی قابل توجهی دارد و مخالفان باید راه هایی برای جمع آوری کمکهای مالی برای حمایت از تلاشهای خود بیابد. این منابع هزینه های مهمی را پوشش میدهد، مانند
- طیف گسترده ای از کمک به معترضان و خانواده های آنها،
- غرامت برای کسانی که در برخوردهای خیابانی آسیب دیده اند،
- هزینه های روزانه کارگرانی که اعتصاب میکنند و درآمد خود را از دست میدهند.
- حمایت از فعالان داخل و خارج از ایران،
- کار پارلمان در تبعید و کنفرانسهای آن،
- ایجاد یک شبکه اطلاعاتی حرفه ای برای ارتباط با گروه های داخل ایران (به عنوان مثال از طریق استارلینک)،
- تأسیس یک شرکت پخش یا شبکه رادیویی و تلویزیونی و غیره.
درباره روشهای معمولی برای تأمین مالی کمپینهای سیاسی کتابهای زیادی نوشته شده اند و نیازی به تکرار آنها نیست. این روشها اگر به درستی انجام شوند، میتوانند موثر باشند. اما در اینجا ما طرحی بدیع را پیشنهاد میکنیم که میتواند در مدت زمان کوتاهی تأثیر فوق العاده ای داشته باشد: برنامه ای برای تامین مالی انقلاب فیروزه ای سیاسی اجتماعی ایران از طریق انتشار اوراق قرضه.
این اوراق مشارکت برای ایرانیان، مؤسسات عمومی و اشخاص حقیقی و حقوقی علاقمند به مردمسالاری قابل خرید است. وصول این اوراق میتواند مشروط به پیروزی انقلاب و استقرار دولت منتخب مردم در کشور در مدت 5 سال باشد. این اوراق توسط دولت موقت قابل بازپرداخت است. اگر فرض کنیم که اوراق قرضه دارای ارزش اسمی 50 دلار و 100 دلار باشد، انتشار و فروش 10 میلیون از هرکدام میتواند 1.5 میلیارد دلار فراهم کند. برای پارلمان در تبعید با رهبری مناسب، این مبلغ برای پیروزی انقلاب فیروزه ای ایران کاملاً کافی است. تنها شرط موفقیت این طرح، اعتماد مردم به رهبری مخالفان خواهد بود که در صورت همکاری شخصیتها و رهبران سیاسی در این زمینه محقق میشود.
Comments
Post a Comment