دانش گذار به مردمسالاری برای ایران - بخش شش: ایجاد رهبری منسجم

رهبری مؤثر و روشهای بسط و توسعه آن به حیطه و زمینه کار بستگی دارد. همچنین، تعداد رویکردها و مکتبهای فکری متفاوتی در این زمینه وجود دارد. در اینجا به برخی از اصول ایجاد یک رهبری منسجم برای یک نبرد سیاسی با رژیم را شرح میدهیم. در حال حاضر، مخالفان رژیم پراکنده و فاقد یک ساختار واحد هستند، که هماهنگی و اجرای اقدامات موثر را دشوار میکند و از این رو ما همه فرصتهایی که بوجود میآیند را از دست میدهیم (برای نمونه خیزش مردمی زن-زندگی-آزادی). همچنین ایرانیان نه تنها چندین دهه در معرض تبلیغات منفی و دروغهای رژیم قرار گرفته اند، بلکه هرگز به احزاب سیاسی آزاد (که مهمترین کارکرد آنها آموزش سیاسی مردم است) دسترسی نداشته اند.

روشهای ثابت شده‌ای برای تحریک کنش جمعی در میان مخالفان یک نظام سیاسی وجود دارد، اما هر روش مؤثری برای سازماندهی گروه‌های مخالف در مقیاس بزرگ، نیازمند یک رهبری کارآمد است. چنین رهبریی باید فعال، شفاف، صادق و پاسخگو (مسول) باشد. یک رهبری باید بتواند مبرمترین مشکلات ایرانیان را شناسایی کند، آنها را به درستی درک کند، راه حل های کاربردی برای این مسائل ارائه دهد و سعی کند برخی از این راه حلها را حتی از تبعید اجرا کند. وقتی یک رهبری توسط گروه‌های مختلف جامعه، بویژه اتحادیه‌ها و جنبشها شناخته شده و مورد اعتماد قرار گیرد، این امر میتواند منجر به همکاری تعداد زیادی از افراد و گروه‌های مختلف بر اساس برنامه های ارائه‌ شده توسط رهبری شود. این امر منجر به اقدام جمعی در میان ایرانیان خواهد شد.

مطالعات تجربی نشان میدهد که گاهی اوقات حتی تنها %4 درصد از جمعیت یک جامعه برای پیروزی در یک تغییر بزرگ اجتماعی-سیاسی کافی است (برای تغییر رژیم). این بدان معناست که شاید اگر چهار میلیون ایرانی در سراسر کشور بطور هماهنگ و منسجم تظاهرات و اعتصاب کنند، بتوانند علیه رژیم پیروز شوند. با این حال، وضعیت کنونی ایران و تسلط قوی رژیم بر اکثر نهادهای مهم اقتصادی، مالی و فرهنگی به این معناست که صرفا تظاهرات و اعتصابات چهار میلیون نفر ممکن است برای رهایی ایران از چنگال رژیم کافی نباشد. سپاه قادر است اعضای شبه نظامی مزدور خود را نه تنها در ایران، بلکه در افغانستان، عراق و سوریه بسیج کند تا برای رژیم بجنگند و چنین افراد مسلحی ابایی از استفاده وحشیانه از خشونت شدید ندارند.

مخالفان رژیم باید نیاز به بسیج تعداد قابل توجهی از مردم را در نظر بگیرد و در عین حال روی تاکتیکهای کارآمدتر کار کند (مانند اعتصاب کامل بخش حمل و نقل). البته، برای بسیج حتی فقط یک میلیون نفر، یک علت مهم اجتماعی و یک رهبری منسجم لازم است. این علت سیاسی باید یک هدف عمومی مشترک برای مردم باشد که توسط یک رهبری توانمند ارائه شده است. رهبریی که بعنوان یک جایگزین قابل اعتماد دیده میشود. اعتماد گروه های فعال بتنهایی کافی نیست. به اصطلاح "اکثریت خاموش" که برخی آنرا قشر حاکستری مینامند نیز باید انگیزه داشته باشد که به مخالفان بپیوندد یا حداقل مانع آنها نشود. این گروه بزرگ که خود متشکل از گروه های اجتماعی مختلفی است، در حال حاضر تغییر رژیم را بسیار نامحتمل و از این رو تلاش آشکارا برای انجام آنرا برای خود خطرناک میداند. برای متقاعد کردن آنها به همکاری فعال با مخالفان رژیم، رهبری مخالفان باید نشان دهد که میتواند
  • بلافاصله پس از تغییر رژیم کنترل تمام نظامها و خدمات شهری، اجتماعی، مالی و نظامی را در دست بگیرید،
  • از هرج و مرج، غارت یا ناآرامی های مسلحانه جلوگیری کند،
  • از تداوم خدمات شهری مهم مانند آب، برق و سوخت اطمینان حاصل کند،
  • برای جلوگیری از کودتا و تهاجمات خارجی، فرماندهی نیروهای نظامی را در دست بگیرد،
  • تضمینهای روشن ارائه دهد که خود به یک دیکتاتور تبدیل نخواهد شد
  • به ارزش هایی که وعده داده بود (حقوق بشر، دموکراسی) متعهد بماند،
  • یک دولت موقت عادلانه و کارآمد برای دوران انتقال ایجاد کرده و آنرا تا زمان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه هدایت کند.
رهبری مخالفان نباید به سادگی از برخی نارضایتیهای معروف (مانند حجاب اجباری) استفاده عوام فریبانه نماید و سعی کند آنرا به یک تریبون سیاسی تبدیل کند. بلکه باید بسیار عمیقتر برود و ریشه مشکلات مهمی را شناسایی کند که سطح زندگی مردم را کاهش داده اند. یک رهبری قوی باید بروشنی ثابت کند که قوانین نمیتوانند و نباید بر اساس اسلام باشند. این روشنگری مهم بخ هودی خود باعث رد اصولی حجاب اجباری میگردد. رهبری سپس باید برنامه های دقیق و روشنی در مورد چگونگی مقابله با این رژیم و تغییر قوانین نامبرده ارائه دهد:
  • چه برنامه هایی دارد؟ 
  • چه کسی آنها را انجام میدهد؟
  • هر برنامه چه مدت طول میکشد و چه نتایجی از آن انتظار میرود؟
به طور خلاصه، رهبری باید یک راهبرد (استراتژی) برنده را با یک نقشه راه توسعه دهد و آن را به وضوح به عموم مردم ابلاغ کند.

ویژگی های رهبری منسجم
ساختارهای رهبری بسته به راهبردهایی که گروه های مخالف استفاده میکنند (بسته به زمینه خاصی که در آن فعالیت میکنند)، متفاوت خواهد بود. با این حال، ما میتوانیم از تجربیات موجود در بسیاری از جنبشهای اجتماعی و سیاسی در سراسر جهان و همچنین دانش فراوان حاصل از دهه‌ها تحقیق برای توصیف ویژگیهای یک رهبری تلفیقی کارآمد استفاده کنیم. از اینراه میتوان یک روش کلی برای توسعه رهبری ترسیم کرد. دو وظیفه مهم میان مدت یک رهبری خوب عبارتند از:
  1. تدوین و انتشار راهبردهای دقیق برای تغییر رژیم و دوره گذار. برنامه‌های اقتصادی-اجتماعی رهبری مخالفان باید آنقدر جذاب باشد که میلیونها ایرانی (از جمله برخی از پیروان فعلی رژیم) را متقاعد کند که اگر رهبری مخالفان نظام سیاسی را در دست بگیرد، کیفیت زندگی آنها بهتر خواهد شد.
  2. ارائه یک علت اجتماعی روشن برای حل اختلافات گروه های مختلف برای تسهیل اقدام جمعی در بین آنها و یافتن راه حلی برای مقابله با نیروهای مسلح. تنها در صورتی که نیروهای مسلح بپذیرند که از خشونت علیه معترضان استفاده نکنند، میتوان یک امید واقعی به تغییر رژیم بدون خشونت داشت. اگر مزیت تغییر رژیم بیشتر از حمایت از یک رژیم فاسد، غیراخلاقی و بیثبات باشد، گروه های نظامی از مخالفان حمایت خواهند کرد و رژیم تغییر خواهد کرد. اما متقاعد کردن نیروهای مسلح مبنی بر اینکه تغییر رژیم برای آنها سودمند است، کار ساده ای نیست.
برای حرکت در این مسیر، گام‌های فوری بعدی رهبری مخالفان عبارتند از:
  • ایجاد مجموعه ای واضح از علل، اهداف، اولویت ها و توافق بر روی ارزشهای حداقلی مشترک بر اساس یک دیدگاه منطقی و مطلوب برای آینده.
  • ایجاد کانال های ارتباطی کارآمد بین گروه های مختلف مخالف.
  • شناسایی چهره‌های کلیدی که میتوانند چشم‌انداز و جهت واحدی برای انقلاب ارائه دهند. منشور مهسا را میتوان گامی در این راستا دانست که متاسفانه ناکافی بود.
  • توسعه راهبردهایی برای حمایت و بسیج افکار عمومی (مانند شرکت در اعتراضات یا نافرمانی مدنی، رسانه ها و بازیگران با نفوذ و غیره).
  • ایجاد اعتماد از طریق نشان دادن تعهد به حقوق بشر، ارزشها و اصول دموکراتیک، تعامل منظم با مردم.
  • ایجاد یک زنجیره روشن از فرماندهی و ساختار تصمیم گیری، که رهبری را قادر میسازد تا به هر چالش یا فرصتی که پیش میآید سریع و موثر واکنش نشان دهد.
 
مشروعیت رهبری مخالفان
یکی از استدلال‌های مورد علاقه رژیم در سال‌های اخیر این ادعا بوده است که «بدون ما (رژیم ج.ا.)، ایران به یک جنگ داخلی مانند سوریه دچار خواهد شد». یکی از دلایلی که این استدلال بر افرادی که در سیاست آموزش ندیده اند، تأثیر میگذارد، این است که مخالفان رژیم تاکنون یک برنامه روشن، واقع بینانه و عملی برای اقدامات یا روشهای خود ارائه نکرده اند. چه برای گذار از رژیم، چه برای دستیاب به مردمسالاری، و چه برای حکومت پس از تغییر رژیم. تا آنجا که میبینیم، هیچ یک از رهبران مخالفان جزئیات کاملی از مطالعات سیاسی-اقتصادی خود را برای حل مشکلات منتشر نکرده اند. آنها توصیف واقع بینانه ای از نظامها یا سازوکارهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی که باید جایگزین رژیم فعلی شود، ارائه نکرده اند.

نتیجه این ضعف آنست که بنظر میرسد هیچ برنامه واقعی برای تغییر رژیم و بدست گرفتن قدرت پس از آن وجود ندارد. چگونه میتوان به یک تغییر مثبت دست یافت؟ دوران گذار چگونه اداره خواهد شد؟ رژیم بعدی چه ساختاری خواهد داشت؟ بهمین دلیل، مخالفان هیچ اعتبار یا مشروعیت سیاسی گسترده ای کسب نکرده اند. این ناکارآمدی در اثبات اینکه جایگزین قابل اعتمادی برای رژیم هستند، دلیلی است که گروه‌های مخالف یک پایگاه مردمی عمده‌ در ایران ندارند.

بعنوان مثال ملموس، دانشجویی را در میان تهران در نظر بگیرید. او احتمالاً غذای خود را با کشاورزی تولید نمیکند. او احتمالاً حتی نمیداند نزدیکترین مزرعه کجاست. او به نظام زنجیره تامین غذا متکی است که برای آوردن مواد غذایی به فروشگاه های نزدیک او کار میکند. برای خرید غذا، او باید پول بپردازد، چه نقدی باشد و چه با کارت بانکی. در هر صورت، او برای خرید به یک نظام بانکی متکی است. پس از خری غذا، دانشجوی ما به دسترسی به جریان مداوم برق برای کارایی یخچال خود و نگهداری سالم از غذای خود نیاز دارد. او به جریان آب برای شستن و پختن نسازمند است. اگر نظامها و شبکه هایی که این خدمات را ارائه میکنند، مختل یا متوقف شوند، یک شهروند عادی حتی برای یک هفته نمیتواند بطور عادی و سالم زندگی کند. مهاجرت دسته جمعی بیش از ده میلیون شهروند از تهران در جستجوی غذا نیز نمیتواند یک راه حل واقع بینانه باشد.

این تصویر ساده اما واقعی از نیازهای روزانه مردم باین معنی است که شهروندان عادی تنها در صورتی از یک گروه مخالف بطور فعال حمایت خواهند کرد، که رهبری آن بتواند ثابت کند و تضمین کند که تمام خدمات مهم در صورت سقوط رژیم ادامه خواهند یافت. رهبری مخالفان باید تضمین کند که بانکها غارت نمیشوند، پلیس نظم را حفظ میکند، برق و آب جریان خواهند داشت، سوخت در دسترس خواهد بود و غیره. رهبری مخالفان باید بتواند کنترل عملکردهای مربوطه، زیرساختها، منابع انرژی و سایر منابع را بلافاصله بدست بگیرد و مدیریت کند. چنین امری نیاز به تخصص، تجربه و شایستگی دارد. تاکنون هیچ گروه مخالفی نشان نداده است که چنین مهارتهایی را در اختیار دارد. زمانیکه این گروه ها در یک نظام پارلمانی شروع به همکاری کنند، میتوانند به چنین تواناییهای دست یابند.
 
مسائل جاری مانع از رهبری تلفیقی
همانطور که واضح است، این گامهای مهم و اساسی برای تشکیل یک رهبری منسجم، همگی دارای ویژگی کلاسیک و معروف «انقلابی» هستند که بیشتر مردم از نمونه های دیگر تغییر رژیم می شناسند. اما باید گفت که هیچ یک از این مراحل خود به خود اتفاق نمیافتد.  نکته قابل توجه اینست که اگرچه این اقدامات معمولا «انقلابی» هستند، اما نیازی به انجام آنها به یک شکل «انقلابی» نیست.  اقدامات برنامه ریزی شده، سازماندهی شده و مدیریت شده برای گردهم آوردن گروه های مختلف مخالف، بسیار مؤثرتر از اقدامات اجباری به دلیل «ضرورت ها» یا «دشمنان مشترک» خواهد بود.

 ما نباید منتظر یک خیزش بزرگ مردمی دیگری مانند زن-زندگی-آزادی در ایران باشیم تا بتوانیم رهبری را توسعه دهیم. برای برداشتن صحیح این گامها، باید تلاشهای هماهنگ از سوی گروه های اصلی مخالفان انجام شود تا در این مسیر حرکت کنند. به ویژه برگزاری مناظره های عمومی توسط گروه های مختلف درباره مشکلاتی که مخالفان با آن مواجه هستند، ابزاری ضروری برای تشکیل یک رهبری منسجم است. چنین مناظره هایی به دستیابی به تفاهم بر سر ارزشهای حداقلی مشترک کمک میکنند. در ماه های نخست پس از شروع خیزش زن-زندگی-آزادی، تعداد زیادی از فعالان به اشتباه ادعا میکردند که "فقدان رهبری مرکزی نقطه قوت مهم این جنبش است". این ادعا نه تنها نادرست است، بلکه برای خزیش زن-زندگی-آزادی خطرناک نیز است. بدون وجود یک رهبری یکپارچه، هیچیک از اهداف مهم گروه های مخالف محقق نمیشود.

در پایان، تنها راه واقعی برای دستیابی به مشروعیت و در نتیجه تبدیل شدن به یک جایگزین مناسب برای رژیم کنونی، اعتماد و حمایت عموم مردم و همچنین کسب اعتماد کارمندان عادی دولت، افسران عادی پلیس و سربازان عادی سپاه است.



Author

Book Title

Link

James MacGregor Burns

Leadership

LINK

Ronald Heifetz

Leadership Without Easy Answers

LINK

Niccolo Machiavelli

The Prince

READ HERE

Doris Kearns Goodwin

Team of Rivals: The Political Genius of Abraham Lincoln

LINK

Robert Greene

The 48 Laws of Power

LINK

John Kotter

What Leaders Really Do

READ HERE

Ronald Heifetz

The Work of Leadership

READ HERE

Joseph C. Rost

Leadership for the Twenty-First Century

LINK

Joanne Martin

Leadership as Symbolic Management (Chapter)

LINK

James MacGregor Burns

Transformational Leadership: Industrial, Military,
and Educational Impact

LINK

Jay A. Conger

The Charismatic Leader: Behind the Mystique
of Exceptional Leadership

LINK

 



Comments

Popular posts from this blog

دانش گذار به مردمسالاری برای ایران - پیش سخن

Transition to Democracy for Iran - Part 7: The Iranian Parliament in Exile as the Best Tool for Developing Leadership